تبلیغات در شبکه های اجتماعی, دیجیتال مارکتینگ, مبانی دیجیتال مارکتینگ

چرا بعضی طراح‌ها با وجود مهارت، باز هم دیده نمیشن؟

۳ اشتباه بازاریابی که باعث می‌شود طراح دیده نشود؛
حتی وقتی خوب کار می‌کند

تصور کن «سارا» یه طراح گرافیک خوش‌سلیقه‌ست. نمونه‌کاراش تمیزه، چندتا پروژه خوب هم انجام داده، پیج اینستاگرامش هم خالی نیست. هر چند روز یه‌بار یه پست می‌ذاره، استوری می‌ره، حتی بعضی وقتا پستاش لایک خوبی هم می‌گیره. اما یه مشکل بزرگ هست: پروژه درست‌وحسابی از راه نمیرسه.

از اون طرف «علی» طراح سایته. سایت شخصی داره، چندتا نمونه‌کار هم گذاشته، ولی وقتی کسی وارد سایتش می‌شه، دقیقاً متوجه نمیشه علی برای چه نوع کسب‌وکاری مناسبه، چطور باید باهاش همکاری کنه و اصلاً قدم بعدی چیه. نتیجه؟ آدم‌ها می‌بیننش، شاید خوششون هم بیاد، اما انتخابش نمیکنن.

۳ اشتباه بازاریابی که باعث می‌شود طراح دیده نشود؛ حتی وقتی خوب کار می‌کند

۳ اشتباه بازاریابی که باعث می‌شود طراح دیده نشود؛ حتی وقتی خوب کار می‌کند

این مقاله دقیقاً برای همین موقعیته. اینجا نمی‌خوایم دوباره از پایه بگیم دیجیتال مارکتینگ چیه یا چرا طراح‌ها باید بازاریابی بلد باشن؛ چون تو مقاله‌های قبلی این مسیر رو باز کردیم. اینجا می‌خوایم درباره ۳ اشتباه بازاریابی که باعث می‌شود طراح دیده نشود حرف بزنیم؛ اشتباه‌هایی که خیلی وقتا پنهانن و باعث می‌شن با وجود مهارت، تلاش و فعالیت، هنوز تو ذهن مشتری جا نگیری.

یه نکته مهم: فعال بودن با اثرگذار دیده شدن فرق داره. ممکنه هر روز محتوا بذاری، ولی کسی نفهمه دقیقاً چه مسئله‌ای رو حل می‌کنی. ممکنه نمونه‌کار قشنگ داشته باشی، ولی کسی بهت اعتماد نکنه. ممکنه دیده بشی، ولی مخاطب ندونه چطور باید ازت پروژه بگیره.

آنچه در این مطلب میخوانید:

قبل از شروع: چرا طراح خوب هم ممکنه دیده نشه؟

مشکل خیلی از طراح‌ها این نیست که کارشون بده. اتفاقاً خیلیاشون کارهای خوبی میزنن. مشکل اینه که بازار فقط به «خوب بودن» واکنش نشون نمیده؛ بازار به چیزی واکنش نشون میده که واضح، قابل فهم، قابل اعتماد و قابل اقدام باشه.

طبق گزارش HubSpot State of Marketing، یکی از چالش‌های اصلی برندها در بازاریابی، تولید محتواییه که واقعاً باعث تعامل و تبدیل مخاطب بشه. این یعنی صرفاً حضور داشتن در فضای دیجیتال کافی نیست؛ باید طوری حضور داشته باشی که مخاطب بفهمه چرا باید تو رو انتخاب کنه.

“هدف بازاریابی اینه که فروش رو اضافه‌کاری نکنه؛ یعنی مشتری رو اونقدر خوب بشناسی که محصول یا خدمت خودش فروخته بشه.” 
Peter Drucker

برای یه طراح، این یعنی باید کاری کنی مخاطب خیلی سریع بفهمه: تو کی هستی، برای کی کار می‌کنی، چه مشکلی رو حل می‌کنی و چطور میتونه باهات وارد همکاری بشه.

راهنمای قدم‌به‌قدم اصلاح ۳ اشتباه بازاریابی طراحان

حالا بریم سراغ اصل ماجرا. این بخش رو قدم‌به‌قدم جلو می‌بریم؛ یعنی برای هر اشتباه، اول مشکل رو باز می‌کنیم، بعد یه مثال واقعی میزنیم و آخرش میگیم چطور میتونی همون هفته اصلاحش کنی.

  1. پیامت واضحه یا مخاطب باید حدس بزنه دقیقاً چیکاره‌ای؟
  2. محتوات فقط دیده میشه یا باعث انتخاب شدن تو میشه؟
  3. بعد از دیده شدن، مسیر اقدام مخاطب مشخصه یا رهاش می‌کنی؟

۱. اشتباه اول: پیامت واضع نیست، برای همین تو یادشون نمی‌مونی

اولین اشتباه در بازاریابی برای طراحان اینه که طراح همه‌جا هست، اما هیچ‌جا شفاف نیست. یعنی مخاطب میاد پیج، سایت یا پورتفولیوت رو میبینه، ولی آخرش دقیقاً نمی‌فهمه تو برای چه کاری بهترین گزینه‌ای.

مثلاً تو بایوت نوشتی: «طراح گرافیک، طراحی لوگو، پوستر، هویت بصری، پست اینستاگرام، کاتالوگ، بسته‌بندی، مشاوره برندینگ». خب اینا همه مهارتن، ولی برای مخاطب تبدیل به یه پیام روشن نمیشن. مخاطب متوجه نمیشه تو برای چه نوع مشتری، چه نتیجه‌ای میسازی.

مشکل اصلی اینجا «قابل ارجاع نبودنه»

فرض کن یکی از مشتری‌های قبلیت بخواد تو رو به دوستش معرفی کنه. اگه پیام تو واضح نباشه، نمیدونه چی بگه. می‌گه: «یه طراح خوب می‌شناسم.» اما این جمله خیلی کلیه. جمله بهتر اینه: «یه طراح می‌شناسم که برای کافه‌ها و رستوران‌ها هویت بصری جمع‌وجور و حرفه‌ای طراحی میکنه

اینجاست که دیده شدن در بازار طراحی جدی‌تر میشه. تو وقتی تو ذهن آدم‌ها میمونی که قابل توضیح باشی. اگه کسی نتونه تو رو در یک جمله معرفی کنه، احتمال اینکه بهت ارجاع بده خیلی کمتر میشه.

مشکل اصلی اینجا «قابل ارجاع نبودنه»

مشکل اصلی اینجا «قابل ارجاع نبودنه»

در کتاب ‘Building a StoryBrand’، Donald Miller مینویسه: “وقتی مخاطب برای فهمیدن پیام تو انرژی زیادی مصرف کنه، معمولاً بیخیال میشه.”

این جمله برای طراح‌ها خیلی مهمه؛ چون خیلی وقتا پیاممون از نظر خودمون واضحه، اما برای مشتری مبهمه.

مثال کاربردی برای طراح سایت

پیام مبهم: «طراحی سایت حرفه‌ای با بهترین کیفیت»
پیام بهتر: «طراحی سایت برای کلینیک‌ها و کسب‌وکارهای خدماتی که میخوان از سایتشون درخواست مشاوره بگیرن.»

ببین تفاوتش چیه؟ پیام دوم فقط نمیگه «من سایت می‌زنم»، بلکه می‌گه برای کی، با چه هدفی و با چه نتیجه‌ای کار می‌کنه. همین باعث می‌شه مخاطب راحت‌تر تشخیص بده تو مناسبشی یا نه.

اقدام سریع: همین الان یه جمله بنویس که توش مشخص باشه «برای چه کسی»، «چه کاری» و «با چه نتیجه‌ای» انجام میدی. اگه این جمله مبهمه، احتمالاً یکی از دلایل دیده نشدنت همینجاست.

۲. اشتباه دوم: محتوا می‌سازی، ولی محتوایی که انتخابت نمیکنن

خیلی از طراح‌ها محتوا تولید می‌کنن، اما محتوایی که بیشتر «نمایشیه» تا «تصمیم‌ساز». یعنی خروجی قشنگه، پست مرتب و خوشگل طراحی شده، ولی مخاطب بعد از دیدنش هنوز متوجه نمیشه چرا باید به این طراح اعتماد کنه؟!

اینجا یکی از مهم‌ترین اشتباهات بازاریابی طراحان اتفاق میفته: طراح فکر می‌کنه چون پستش زیباست، پس بازاریابی هم خوب انجام شده. ولی بازاریابی فقط زیبایی نیست؛ بازاریابی یعنی کمک کنی مخاطب راحت‌تر تصمیم بگیره.

محتوای تزئینی، نمایشی و تصمیم‌ساز چه فرقی دارن؟

محتوای تزئینی، نمایشی و تصمیم‌ساز چه فرقی دارن؟

محتوای تزئینی، نمایشی و تصمیم‌ساز چه فرقی دارن؟

طبق داده‌های Content Marketing Institute، بازاریابای موفق‌تر معمولاً محتوایی تولید می‌کنن که به نیاز مخاطب و تصمیم‌گیریش وصل باشه، نه فقط محتوایی که منتشر بشه. برای طراح‌ها هم همین قانون وجود داره.

مینی کیس: UI/UX دیزاینری که فقط اسکرین نذاشت

یه UI/UX دیزاینر رو در نظر بگیر که فقط صفحه‌های اپلیکیشن رو پست می‌کنه. مخاطب می‌بینه و می‌گه: «قشنگه». اما همین. حالا اگه همون طراح توضیح بده که قبل از طراحی، مشکل کاربر چی بوده، چرا ساختار صفحه رو عوض کرده و بعدش نرخ تکمیل فرم بهتر شده، مخاطب یه چیز دیگه میبینه: تفکر طراحی.

“بازاریابی دیگه درباره چیزهایی که می‌سازی نیست؛ درباره داستان‌هاییه که تعریف می‌کنی.”
Seth Godin

برای طراح، داستان یعنی فقط نگه «این لوگو رو طراحی کردم»، بلکه بگه: چرا این مسیر رو انتخاب کردم؟ مشتری چه مشکلی داشت؟ این طراحی چه کمکی به برند کرد؟ این دقیقاً همون چیزیه که تولید محتوا برای طراحان رو از حالت تزئینی به حالت پروژه‌ساز تبدیل می‌کنه.

مینی کیس: UI/UX دیزاینری که فقط اسکرین نذاشت

مینی کیس: UI/UX دیزاینری که فقط اسکرین نذاشت

  • به‌جای فقط نمایش خروجی، مسئله پروژه رو توضیح بده.
  • بگو چه تصمیم‌هایی گرفتی و چرا.
  • نتیجه همکاری رو تا حد ممکن قابل لمس کن.
  • برای مخاطب مشخص کن این نمونه‌کار به چه نوع کسب‌وکاری ربط داره.

نکته مهم: محتوایی که فقط زیباست، ممکنه دیده بشه؛ اما محتوایی که تصمیم سازی میکنه، باعث جذب مشتری برای طراحان میشه.

۳. اشتباه سوم: بین دیده شدن و اقدام مخاطب پل نساختی

گاهی مشکل این نیست که کسی تو رو نمیبینه. اتفاقاً میبینن. کارتو هم دوست دارن. حتی ممکنه چند بار پیجت رو چک کنن. اما چون مسیر اقدام مشخص نیست، هیچ اتفاقی نمیفته.

این یکی از رایج‌ترین جواب‌ها به سؤال چرا پروژه نمی‌گیرم؟ هست. چون مخاطب بعد از دیدن کارها نمیدونه قدم بعدی چیه. باید پیام بده؟ فرم پر کنه؟ تعرفه بگیره؟ جلسه مشاوره رزرو کنه؟ اصلاً پروژه‌های کوچیک قبول می‌کنی یا فقط همکاری بلندمدت؟

پل اقدام یعنی چی؟

پل اقدام یعنی مسیر بین «دیدن تو» و «ارتباط گرفتن با تو» رو کوتاه و ساده کنی. این پل میتونه یه دکمه واضح تو سایت باشه، یه لینک مشاوره تو بایو، یه فرم کوتاه، یه متن مشخص برای شروع همکاری یا حتی یه پیام آماده مثل «برای بررسی پروژت، این فرم رو پر کن».

“سادگی می‌تونه سخت‌تر از پیچیدگی باشه.
Steve Jobs

تو بازاریابی شخصی برای فریلنسرها هم همینطوره. ساده کردن مسیر تماس، خودش یه مزیت رقابتیه.

 

3 اشتباه بازاریابی که باعث میشود طراح دیده نشود

۳ اشتباه بازاریابی که باعث میشود طراح دیده نشود

مثال کاربردی برای طراح گرافیک

فرض کن یه طراح هویت بصری هستی. آخر هر نمونه‌کار فقط می‌نویسی: «نظرتون چیه؟» این CTA برای تعامل بد نیست، ولی برای گرفتن پروژه ضعیفه. بهتره بنویسی: «اگه برندت نیاز به هویت بصری منسجم داره، از طریق لینک بایو فرم بررسی پروژه رو پر کن.»

تفاوت کوچیکه، ولی اثرش بزرگه. چون مخاطب دیگه مجبور نیست حدس بزنه. تو مسیر رو براش روشن کردی.

هشدار: اگه بایو، سایت، پورتفولیو و کپشن هات هیچ دعوت به اقدام روشنی ندارن، بخشی از اشتباه طراحان در جذب پروژه همینجاست.

مزایا و چالش‌های اصلاح این ۳ اشتباه

مزایا

  1. مخاطب سریع‌تر می‌فهمه تو مناسب پروژش هستی یا نه.
  2. برند شخصیت شفاف‌تر و قابل اعتمادتر میشه.
  3. محتوات فقط لایک نمی‌گیره؛ به تصمیم خرید نزدیک‌تر میشه.
  4. مسیر جذب مشتری برای طراحان ساده‌تر و قابل تکرارتر میشه.

چالش‌ها

  1. ممکنه اولش حس کنی داری خودتو محدود می‌کنی.
  2. نوشتن پیام واضح، از چیزی که به نظر میاد سخت‌تره.
  3. باید از نمایش صرف نمونه‌کار فاصله بگیری و درباره فرآیندت حرف بزنی.
  4. باید چندبار تست کنی تا بفهمی چه CTA و پیشنهادی بهتر جواب میده.

اگه حس می‌کنی دیده نمیشی، این ۵ کار رو همین هفته انجام بده

حالا برسیم به بخش عملی. اگه این مقاله قسمت پنجم این سریه، یعنی وقتشه از فکر کردن بیای سمت اجرا. پس این ۵ کار رو همین هفته انجام بده؛ نه ماه بعد، نه وقتی وقتت آزاد شد، همین هفته.

  1. یک جمله معرفی روشن بنویس:بنویس برای چه کسی، چه کاری، با چه نتیجه‌ای انجام می‌دی.
  2. ۳ نمونه‌کارت رو بازنویسی کن: فقط عکس نذار؛ مسئله، تصمیم و نتیجه رو توضیح بده.
  3. CTA مشخص بساز:آخر پست‌ها، بایو و سایتت بگو مخاطب دقیقاً چه قدمی برداره.
  4. بایو، سایت و پورتفولیو رو یکدست کن: پیام همه‌جا باید شبیه بهم باشه، نه پراکنده.
  5. از ۲ نفر تست بگیر:ازشون بپرس با دیدن پروفایل یا سایتت فهمیدن دقیقاً چی‌کار می‌کنی یا نه.
چک لیست 5 مرحله ای برای بیشتر دیده شدن به عنوان طرح

چک لیست ۵ مرحله ای برای بیشتر دیده شدن به عنوان طرح

جمع‌بندی عملی: برای افزایش دیده شدن طراح لازم نیست همیشه بیشتر کار کنی؛ خیلی وقتا باید واضح‌تر، هدفمندتر و قابل اقدام‌تر دیده بشی.

سوالات متداول

۱. از کجا بفهمم مشکل من دیده نشدنه یا واقعاً مهارتم کمه؟

اگه نمونه‌کار قابل قبول داری، مشتری‌های قبلیت از کارت راضی بودن، اما آدم‌های جدید نمیدونن دقیقاً چه کاری می‌کنی یا چرا باید تو رو انتخاب کنن، احتمالاً مشکل اصلی بازاریابیه. ولی اگه هنوز خروجی‌هات استاندارد نیستن، باید هم‌زمان روی مهارت و بازاریابی کار کنی.

۲. اگه طراح تازه‌کار باشم، باز هم می‌تونم با بازاریابی دیده بشم؟

آره، ولی باید صادقانه و هوشمندانه جلو بری. لازم نیست ادای طراح خیلی باتجربه رو دربیاری. میتونی با پروژه‌های تمرینی، تحلیل طراحی‌ها، توضیح فرآیند یادگیری و ساخت نمونه‌کارهای هدفمند، کم‌کم برند شخصی برای طراحان رو بسازی.

۳. آیا فقط اینستاگرام برای دیده شدن کافیه؟

نه همیشه. اینستاگرام می‌تونه کانال خوبی باشه، ولی بهتره همه‌چیزت وابسته به یه پلتفرم نباشه. سایت، پورتفولیو، لینکدین، سئو، ایمیل و حتی شبکه‌سازی می‌تونن کنار هم مسیر بهتری برای بازاریابی دیجیتال برای طراحان بسازن.

جمع‌بندی: خوب کار کردن کافی نیست؛ باید درست دیده بشی

اگه بخوایم کل این مقاله رو خیلی ساده جمع کنیم، باید بگیم: مشکل خیلی از طراح‌ها این نیست که دیده نمی‌شن؛ مشکل اینه که درست دیده نمی‌شن. پیامشون مبهمه، محتواشون تصمیم‌ساز نیست و بعد از دیده شدن، مسیر اقدام برای مخاطب روشن نیست.

این ۳ مورد، همون چیزهایی هستن که باعث می‌شن یه طراح با وجود مهارت، نمونه‌کار و فعالیت، هنوز تو بازار جدی گرفته نشه یا پروژه‌های مناسب نگیره. خبر خوب اینه که اینا قابل اصلاحن؛ فقط باید از حالت پراکنده خارج بشی و بازاریابیت رو هدفمندتر بچینی.

۵/۵ (۱ نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *