موفقیت

تفاوت همدلی و همدردی در سازمان (Empathy و Sympathy)

تفاوت همدلی و همدردی

شما در این مقاله با شناخت تفاوت همدلی و همدردی (Sympathy‌ و ‌Empathy) خواهید دانست که:

  • کسب و کارهای مشهور چگونه با به کارگیری همدلی و همدردی در سازمان، قله های موفقیت را از آن خود کرده اند؟
  • آگاهی از این موضوع و عملی کردن این روش های مدیریتی چه تاثیری در بهبود عملکرد سازمان دارد؟
  • این تکنیک‌ها چگونه ارتباط بین کارفرما و کارکنان را در جهت افزایش بازدهی کسب و کار، تقویت می‌کنند؟

  برای مطالعه پاسخ این سوالات با ما در ادامه مقاله همراه باشد.

همدلی و همدردی ( Empathy و  Sympathy ) چه تفاوتی با هم دارند؟

در حالی که این دو کلمه اغلب اوقات به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما تفاوت‌های اساسی وجود دارد که منجر به نتایج بسیار متفاوتی می شوند.

یکدلی و همدردی خصوصیتی منحصر به فرد است که سعی در درک دیدگاه‌های دیگر و پشتیبانی از آنها دارد.

شما با همفکری و حمایت از افراد جامعه در موقعیت‌های ناخوشایند برای بهتر شدن کارکرد آن اشخاص در هر زمینه ای از محیط کار گرفته تا عرصه های اجتماعی دیگر، ایشان را یاری کنید.

بهتر است برای شناخت این تمایز ها، ابتدا  تعریف همدلی وهم دردی را به‌صورت جداگانه بررسی کنیم.

همدلی و همدردی ( Empathy و  Sympathy ) چه تفاوتی با هم دارند؟

همدلی و همدردی ( Empathy و  Sympathy ) چه تفاوتی با هم دارند؟

تفاوت همدلی و همدردی

همدلی (Empathy) یعنی چه؟

همدلی این توانایی است که بتوانید خود را در موقعیت شخص دیگری تصور کنید، یا به این دلیل که موضوعی مشابه را تجربه کرده اید بتوانید احساسات آن‌ها را تا حدی درک کنید.

به طوری که احساس می کنید خودتان با آنها درگیر هستید. همدل بودن احساس تجربه مشترک با شخص دیگر است.

همزبانی و یکدلی زمانی است که احساسات، نگرش‌ها و تجارب کسی را احساس و درک کنید.

یکدلی درک تجربیات دیگران از وقایع زندگی روزمره است. یا به عبارتی توانایی پا گذاشتن در کفش شخص دیگری ، آگاهی از احساسات او و درک نیازهای اوست.

احساس همدلی زمانی که موضوعی مشابه را تجربه کرده اید و بتوانید آن احساسات  را تا حد زیادی درک کنید به طوری که احساس می کنید خودتان با آنها درگیر هستید .

یکدل بودن و درک عواطف فردی  که با او ارتباط دارید باید سبب بهتر شدن احساس شخص و انسجام روحی او شود.

برای یاری کردن دیگران با استفاده از همدلی می‌گویم: “من احساس شما را درک می کنم و می فهمم که چرا چنین احساسی دارید.”

کسانی که سطح همدلی بالایی دارند، در درک وضعیت از دید شخص دیگری مهارت دارند و با دلسوزی واکنش نشان می دهند.

انواع یکدلی موثر برای یاری افراد

  1. همدلی شناختی به این معناست که خود را در همان موقعیت تصور کنیم و بدانیم که قرارگرفتن در آن موقعیت چگونه است و یا آن موقعیت را در گذشته تجربه کرده باشیم.
  2. همدلی احساسی به این معناست که شانه به شانه شخص ایستاده و با او مشکلات را احساس می کنید
  3. اقدام همدلانه: انجام رفتارهای کلامی و غیرکلامی که همدلی شناختی یا عاطفی را بروز می‌دهند.

همدلی در محل کار

همدل بودن پایه و اساس ارتباط با دیگران است و تعمل همدلانه با دیگران بخشی اساسی از کارآفرینی است.

این ویژگی عاطفی در محیط کار به این معنی است که کارکنان شما قادر به برقراری ارتباط واقعی و همدلانه با یکدیگر هستند که بهره‌مندی هرچه بیشتر از این خصلت انسانی، روابط و عملکرد سازمان را افزایش می دهد.

در زمینه‌های رقابتی مانند تجارت و کارآفرینی، مدیران معمولاً دو کارکرد اصلی و اساسی دارند:

  • اولین هدف برای هر رهبر خوب بهینه‌سازی عملکرد مربوط به تیم های خود است.
  • هدف دوم درک و شکست رقابت است.

همدلی برای هر دو اهداف لازم است.

رهبران موفق چگونه همدل بودن خود را نشان می‌دهند؟

ابراز همدلی در محل کار می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. در ادامه مطلب، چهار شیوه رهبری همدلانه را بررسی خواهیم کرد:

  1. علائم کار زیاد را در کارکنان مشاهده کنید.

امروزه مسئله فرسودگی شغلی یک مشکل اساسی است که افراد سازمان را در معرض اضطراب و فشار روحی قرار میدهد.

بسیاری از افراد هنگامی که ساعات کاری خود را بیش از هر زمان دیگری سپری می‌کنند دچار آشفتگی و استرس می‌شوند.

مدیران با رویکردی همدلانه باید علائم پرکاری را در افراد تشخیص داده و قبل از اینکه مسئله فرسودگی شغلی ایجاد شود با ارزیابی نحوه کار یا حجم کار فعلی برای بهبود شرایط موجود ، راه حلی ارائه کنند.

  • به نیازها، اهداف و رویاهای افراد دیگر، صمیمانه علاقه نشان دهید.

اگر میخواهید مدیریت خود را با عملکرد همدلانه در سازمان اجرا کنید شما باید برای درک نیازها و اهداف منحصر به فرد هر یک از اعضای مجموعه تلاش کنید.

همچنین نیاز دارید تا با مطلابقت دادن افراد با وظایف شغلی مناسب، به عملکرد سازمان و رضایت کارکنان کمک کنید.

در نتیجه وقتی افراد شاغل در مجموعه از این موضوع آگاه می شوند که مدیرشان نیاز‌ها و خواسته‌های آن‌ها را می شناسد ، به بازدهی بیشتری در کار خواهند رسید.

  • تمایل خود را برای کمک به کارمندی که دارای مشکلات شخصی است ابراز کنید.

بین دو فضای محیط کار و زندگی شخصی رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. به این صورت که هر کدام بر دیگری تاثیر گذار است.

مدیران همدل می فهمند که اعضای تیم آن‌ها در حالی‌که با مشکلاتی در زندگی شخصی دست و پنجه نرم می کنند مجبور به حفظ مسئولیت‌های شغلی خود هم هستند.

آن ها متوجه این موضوع هستند که حمایت از اعضای سازمان در صورت نیاز بیشتر، از وظایف رهبری آن‌ها است.

حفظ ارتباط با کارکنان و تشویق آن‌ها در بازگو کردن مشکلات به اعضای تیم کمک می کند تا در صورت لزوم برای اشتراک این موضوعات با مدیریت سازمان راحت باشند.

  • وقتی کارکنان دچار یک زیان و ضرر شخضی می‌شوند، دلسوزی کنید.

رهبری همدلانه ابزاری است که مدیران ارتباطات و دوستی‌های واقعی را در محل کار حفظ کنند.

همه ما در زندگی شخصی دچار ضرر و زیان های مختلفی شده‌ایم ، بنابر‌این حتی اگر نتوانیم با ضرر خاصی که اعضای تیم تجربه کرده اند ارتباط برقرار کنیم ، میتوانیم همدلانه رفتار کنیم و به آنها اطمینان دهیم که از آن‌ها حمایت می شود.

همدلی در محل کار

همدلی در محل کار

همدلی سازمانی و کارکنان

ایجاد همدلی سازمانی یکی از عناصر اصلی استراتژی تجارت برای سازمان‌هایی است که تلاش می‌کنند استعداد‌های برتر را در بازار کار فزاینده ای استخدام و حفظ کنند .

تحقیقات نشان می دهد که همدلی عامل اصلی حفظ انگیزه و بهره‌وری است.

محققان شرکت Business Solver درسال ۲۰۱۹ طی یک نظر سنجی از ۱۰۰۰کارمند مشاغل مختلف دریافتند که ۷۵ درصد از افراد معتقدند در سازمان‌هایی که درجات بالاتری از همدلی را دارند ، دارای انگیزه بیشتری برای کار هستند.

همچنین ۶۹درصد از شرکت کننگان در این نظر سنجی بر این باور بودند که سازمان های همدل دارای کارکنان با بهره‌وری بیشتری هستند.

اکثر مدیران شرکت ها در این نظر سنجی معتقد بودند که مدیریت همدلانه در عملکرد مالی سازمان آن‌ها موثر بوده است.

در تمام زمینه‌های شغلی بیش از ۹۰ درصدازکارکنان اظهار داشتند که تمایل آن‌ها برای همکاری با یک کارفرمای همدل بیشتر است.

کسب و کارها در یک فضای استعدادی رقابتی به دنبال راه‌هایی برای جذب و حفظ استعداد مناسب هستند.

ایجاد همدلی به عنوان بخشی اساسی از استراتژی سازمان‌های آینده نگر می‌باشد.

رفتار همدلانه رهبران از طریق ارزش قائل شدن برای شنیدن مشکلات کارمندان و قدردانی از آنها، منجر به افزایش روحیه ، تعامل و حفظ قدرت می شود.

به همین ترتیب ، مدیران عامل و سایر رهبران باید به شکاف همدلی توجه کنند و تلاش کنند تا درک خود از همدلی را با دیدگاه کارکنانشان همسو کنند.

همدلی سازمانی و مشتریان شما

رویکرد همدلانه علاوه بر بهبود بازدهی کارمندان، می تواند در زمینه مشتری مداری هم تاثیر گذار باشد.

شما باید با بررسی نحوه تصمیم گیری مشتریان در مورد خرید، احساسی که آن ها هنگام خرید تجربه می کنند را درک کنید.

همدلی و تعامل با مشتری به شما ایده‌های طراحی محصولات و خدمات را بر اساس نیازها و خواسته‌های واقعی مشتریان به شما انتقال می‌دهد.

ایده طراحی همدلانه برای اولین بار در سال ۱۹۹۰ مطرح شد. این ایده به عنوان راهی برای کشف نیاز‌های نهفته مشتریان و برآورده کردن آن ها از طریق فرایند طراحی محصولات یا خدمات شناخته شد.

همدلی سازمانی : حرکتی فراتر از  “مشتری محوری ” برای ایجاد موفقیت در تجارت

همدلی، به عنوان توانایی درک و تقسیم احساسات دیگری تعریف شده و نشان می‌دهد که درک آن یکی از عناصر اصلی تعاملات اجتماعی در محل کار و بازار است.

 در سطح فردی، همدلی به ما کمک می کند تا در موقعیت‌های اجتماعی به درستی با افراد تعامل و ارتباطات اجتماعی برقرار کنیم.

در سطح گسترده تر، همدلی سازمانی هم به عنوان ظرفیت جمعی یک سازمان برای نشان دادن همدلی به همه اعضای مجموعه و هم به عنوان تعهد سازمان برای ایجاد درک عمیق از نیازهای مشتریان ، مشخص شده است.

چرا همدلی در محیط کار مهم است؟

توانایی دلسوزی و ارتباط با دیگران برای زندگی ما چه از نظر شخصی و چه از نظر شغلی حیاتی است.

نشان دادن همدلی بخشی اساسی از هوش هیجانی و اثربخشی رهبری می باشد.

برای شرکت‌ها استخدام مدیران موثرتر و رهبرانی که بتوانند سازمان خود را در هر دو زمان خوب و چالش برانگیز به کار گیرند بسیار مهم است.

این امر فراتر از استراتژ‌ های سنتی برای توسعه مدیریت و پرورش مهارت‌های مهم برای

موفقیت است.

متأسفانه، مدتهاست که این یک مهارت به عنوان یک شاخص عملکردی نادیده گرفته می‌شود.

با این حال تحقیقات نشان داده است که رهبران موفق امروزی باید “بیشتر متمرکز بر شخص” باشند و بتوانند با افرادی از تیم ها، ادارات، کشورها ، فرهنگ ها و زمینه‌های مختلف به خوبی کار کنند.

برای تعیین اینکه آیا همدلی بر عملکرد شغلی یک مدیر تأثیر می‌گذارد.

با بررسی و تحلیل‌هایی که توسط محققان در زمینه رویکرد مدیران شرکت‌ها انجام شده است به این موضوع پی می‌بریم که رفتارهمدلانه در محل کار با عملکرد شغلی رابطه مثبت دارد.

دستاورد‌‌های‌ عملکرد‌ همدلانه‌ در سازمان

  1. افزایش فروش، وفاداری و مراجعه

هر فروشنده ماهری با پیش بینی نیاز‌های مشتریان و ارائه بهترین و مناسب‌ترین محصول یا خدمات برای رفع نیازهای آن‌ها به کلید موفقیت در فروش دست پیدا می‌کند.

تیم فروش شما باید از نردیک به درک نیاز های مشتریان و درک نیاز های آن‌ها بپردازند تا بتوانید محصولات و خدماتی متناسب با زندگی آن‌ها ارائه کنید.

در دنیای تجارت آن چه فراتر از افزایش فروش ارزش دارد، جذب مشتریان وفادار است.

برای افزایش مراجعات مشتریان و تبدیل شدن آن‌ها به طرفداران فوق العاده، شما باید مطمئن شوید که ذهنیت همدلی در کل سازمان شما از خدمات مشتریان گرفته تا بخش حسابداری وجود داشته باشد.

  1. تسریع در بهره‌وری و نوآوری

در مطالب قبلی به این نتیجه رسیدیم که وقتی شرکت شما با مشتریان احساس همدلی داشته باشد، شاهد افزایش فروش خواهید بود.

اما این تنها مزیت روابط همدلانه در سازمان نیست بلکه کارکنان با مهارت همدلی قوی به تولید و نوآوری بیشتری خواهند رسید.

این بدان معناست که اگر میخواهید کارایی شرکت خود را افزایش دهید و تعداد بیشتری از نیاز های مشتریان را رفع کنید باید کارکنانی با مهارت های همدلانه استخدام کنید.

اما وقتی اعضای تیم احساس اعتماد به نفس می کنند و می‌دانند که شنیده می‌شوند ، ایده های بزرگی متولد می‌شوند.

  1. گسترش تعامل و همکاری

اگر مدیران و اعضای تیم ابراز همدلی و تمایل به رفتار دلسوزانه نسبت به دیگران داشته باشند ،

می‌توانند با فرهنگ همدلی افراد کارآمدتری را جذب می‌کنند.

شرکت‌های همدل همچنین از روحیه بالاتری در بین کارمندان برخوردار هستند.

افراد همدل با دقت تمام به آن‌چه شما به آن‌ها می گویید گوش می‌دهند و تمرکز کامل خود را بر روی فرد مقابل قرار می‌دهند و به راحتی حواس پرت نمی‌شوند.

آن‌ها وقت بیشتری را صرف گوش دادن می‌کنند تا صحبت کردن، زیرا می‌خواهند دشواری های دیگران را درک کنند.

افرادی با رفتارهای همدلانه ، احساس شنیده شدن و مورد درک قرار گرفتن را به طرف مقابل منتقل می‌کنند تا کمی از آشفتگی های او را کاهش دهند.

همدردی ( Sympathy)

ابراز همدردی یک هنجار فرهنگی است که به فردی که در شرایط دشواری قرار دارد بگویید که از وضعیت او ناراحت هستید.

ممکن است تمام آن چیزی باشد که شما در آن موقعیت باید بگویید همین یک جمله باشد.

اگرچه در سطح دیگری، هدف از همدردی می‌تواند تلاشی برای جلوگیری از احساسات ناخوشایند باشد اما هدف بعدی همدردی می‌تواند بهبود احساسات شخص مقابل باشد.  با این حال شما نیاز به درک شانه به شانه آن احساسات ندارید.

همدردی معمولاً با احساس ترحم نسبت به شخص دیگر تعریف می‌شود، بدون اینکه واقعاً درک کند که قرار گرفتن در شرایط او چه احساسی را شامل می‌شود.

از طرف دیگر، همدلی به ظرفیت یا توانایی تصور کردن خود در موقعیت دیگری، تجربه احساسات، ایده‌ها یا نظرات آن شخص اطلاق می شود.

چکیده مطالب

همدردی یک نیروی بیرونی تر است یعنی با ترحم برای شخصی نشان می‌دهید که از آن موضوع متاسف هستید، اما ممکن است شرایط او را کاملاً درک نکنید.

در مقابل، همدلی بیشتر اوقات برای تصور کردن خود در موقعیت دیگری، تجربه احساسات، عقاید یا نظرات آن شخص مورد استفاده قرار می گیرد.

به عبارت دیگر، همدلی به عمل قرار دادن خود در جای شخص دیگری اشاره دارد.

از این طریق، همدلی می تواند برای طیف وسیعی از افراد  نه فقط کسانی که اخیراً مشکلی را تجربه کرده اند، بلکه هرکسی را که می خواهید با او نزدیک شوید یا تعامل کنید، اعمال شود.

۰/۵ (۰ نظر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *